بريم استراليا
دوستان بد نیست که من تجربه کار اولم رو و اینکه چه راحت از دستش دادم و چه چیزایی یاد گرفتم از اون جریان و الان چقدر کمک کرد اون تجربه براتون بنویسم. دو هفته پیش مدارکم رو برای تجدید گذرنامه فرستادم به سفارت ایران در کانبرا. تمام مدارکی رو که ذکر شده بود با دقت آماده کردم و با پست سفارشی فرستادم. پریروز موبایلم زنگ خورد و آقایی بود از سفارت که گفت خانوم پاسپورتت تو پرینتر گیر کرده و لنگ فرم شماره ۶٠ هستیم. گفتم داستان فرم ۶٠ چیه و گفت که اجازه خروج همسرتون برای شما. ای بابا هر بار بخوام تجدید کنم این پاس رو باید اجازه بگیرم! عیبی نداره حالا. رفتم سایت پر بار سفارت که دوبار تلفنم زنگ خورد و همون آقا بود و گفت باید که Public Notrify یا تاییدیه بگیرم از GP یا داروخانه محل و قطع کرد. داستان رو واسه شهرام گفتم و گهت دختر فرم فارسی رو بزاریم جلو GP یا داروخانه بگیم تایید کن. بعنی چی؟ زنگ بزن و دوباره بپرس. بلههههههههه. من بگیر شماره رو و پیغام گیر محترم جواب بده. دوباره یاد اداره بازی های وطن عزیز افتادم. گفتیم چه کنیم حالا و روزنامه ایرانی داشتیم یکی و باز کردیم و دیدم ای ول یه تبلیغ هست از یه دفتر وکالت که کارای قانونی و وکالتی واسه ایرانی ها هم انجام میده. زنگ زدم و البته خانومی با لهجه استرالیایی جواب داد و تعجب کردم که چطور تبلیع فارسی و منشی اوزی. خلاصه واسه پنجشنبه که دیروز باشه وقت گرفتیم و فرم 60 به دست رفتیم خوشحال و خندون. وارد اطاق شدیم یه آقای خوش برخورد میانسال ایرانی دیدم که بالای 30 سال بود در استرالیا زندگی میکرد و البته به انگلیسی صحبت میکرد با وجود تسلط به زبان فارسی. بعد گفتیم که Public Notrify میخواهیم مبنی بر اینکه همسرم این فرم رو پر کرده و به من اجازه ورود و خروج رو داده. ایشون هم گفتن که مگه الکیه مدارکتون کو؟ مدارکی مثل عقد نامه و مدارکی که نشون بده شما مریم و ایشون شهرام هستن؟ خلاصه این شد که امروز صبح دوباره پاشیم و بریم با مدارک و البته دیگه کار تموم شد و فرم هم پست شد. سلام خیلی وقته اینجا مطلب نمیزارم و علتش اینه که اطلاعات مفید در مورد مهاجرت به استرالیا و زندگی در اون و غیره در فروم مایگرنت هلپ دسته بندی میشه و روز نوشته ها و دلنوشته هام هم تو وبلاگ ابلیشیا. اما خوب دلم تنگ شده بود برای این فروم. نبستمش چون یادآور لحظه ها و روزهای انتظار برای دریافت ویزا بود و جدا از اون سه سال از عمرمون. خوب چیزی که دیدم بد نیست بنویسم اینجا، تجربه اولین آنفلانزای سخت شهرام در استرالیاست. ما ١٣ فروردین در یه برنامه هماهنگ شده از طرف محل کارمون واکسن آنفلانزا زدیم که بدنمون رو در برابر چند تا ویروس خطرناک مقاوم میکنه. اما دقیقا دو هفته بعد شهرام دچار یه آنفلانزای خطرناک شد. علایمش تب بالا, درد در ماهیچه ها و سر، خستگی و ضعف جسمانی بود.طوری که یه هفته هم سر کار نیومد. خوب تا اینچی کار مثل ایران. اما فرقش این بود که دیگه از دارو خبری نیست اینجا و توصیه پزشکها هم استراحت و مصرف مایعات گرمه. سختی ماجرا در این بود که : ١. ما هنوز یه پزشک خانواده انتخاب نکردیم و تا جایی که دستم اومده این پزشکای عمومی مدیکیر هم به درد نمیخورن. ٢.بدن ما به کیسه کیسه آنتی بیوتیک و داروهای جور واجور تو ایران عادت کرده که البته خیلی بده و معده هامون داغون اکثرا و حالا اولین مریضی سخت بدون این داروهای قوی خیلی بد میگذره. و اما توصیه هایی که توسط همکارای استرالیایی شدیم و خیلی هم خوب جواب داده(آنفانزا): ١.لیموی تازه + عسل + آب جوش را با هم مخلوط کنید و بخورید و برید زیر ملافه یت پتو. ٢.آب رو بجوشونید و یک تا دو قطره روغن اکالیپتوس بریزید و بد که سرد شد به انداره ای که دست رو نسوزونه، با بیف حوله ای رو کمر و سینه بمالید. ٣.آب نمک قر قره کنید. همیشه سلامت باشید. پ.ن : اگه تبتون بیشتر از ٢ تا ٣ روز طول کشید و علایم ذکر شده در مقاله زیر رو دارید حتما جدی بگیرید. متاسفاده شهرام دچار بیماری Pneumonia شده. سلام به دوستان وفادار این فروم. الان سه ماه و ١٧ روزه که ما در سیدنی هستیم. خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم. چون عقیدم این بوده که این فروم باید با مطالب اختصاصی در رابطه با مهاجرت استرالیا و موارد مربوطه بروز بشه. بعد از ورود هم که یک سری کارهایی باید انچام شه که خیلی از وبلاگهای قدیمی تر زحمت توضیحش رو کشیده بودن. امروز که اومدم یه سری به این وبلاگ قدیمیم بزنم و مروری کنم اون مراحل سخت انتظار ویزا رو، دیدم هنوز هم دوستانی هستند که به اینجا سر میزنن، به خودم گفتم که بیام و یه دستی به سر و صورتش بکشم. دوستان، هر جور سوالی که در مورد مهاجرت استرالیا و کارهای بعد و قبل ورود به این کشور دارید رو، میتونید با مراجعه به فروم www.migranthelp.com، مطرح کنید و یا در زیقه بندی های موجود پیدا کنید. خوشبختانه دوستان فعالی در اون فروم عضو هستند که میتونن پاسخگوی شما باشن. در حقیقت بحث های خیلی خوب و مفیدی اونجا مطرح میشه که من تکرارش و با حتی مطرح کردنش در اینجا رو، تکرار مکررات میدونم. اما همچنان در وبلاگ ابلیشیا مینویسم و اینجا رو هم به یاد روزهای قدیمی انتظار حفظ میکنم و سعی میکنم که لینکهای بیشتری از دوستانی که در رابطه با استرالیا مینویسن و یا الان در استرالیا هستند رو مرتب اضافه کنم. بعد ورود به خاک استرالیا. با این همه فاصله فیزیکی... با این همه دلتنگی بعد از خداحافظی دلخراش... تا میرسی دلت میخواد که تماس بگیری و صدای عزیزات رو بشنوی و بگی که سالمی و سر حال. مگه نه؟ تازه بعدش هم هی گزارش بدی که اینجا چجوریه؟ از همه چیز راضی هستی (که اونا هم از نگرونی در بیان) و یا رفتیم اینجا و اونجا و خلاصه به یه ارتباط احتیاج داری. چند تا روش ارتباطی وجود داره : ١- خرید سیم کارت در بدو ورود. که اصلا واجب هم هست. چون بعدها هم برای هر کار اداری اولیه و یا ارتباط با کاریابی ها و اینا، اختیاج به یه شماره تماس داری. البته خیلی گرونه هزینه مکالمه با موبایل. و دو تا پرورایدر بزرگ موبایل اینجا، اپتوس و ودافون، که ظاهرا با هم رقابت میکنن، تقریبا مثل همه سرویس ها و هزینه هاشون و هزینه مکالکه داخل استرالیا که حدود ١ دلار و به ایران ١.٧ دلار. دو جور سیستم خرید سیم کارت هست اینجا: - خرید Prepaid : که یکسی سیم کارت و شماره است که میتونی شمارت رو انتخاب کنی و بعد هم براش شارژ بخری. تو هر بقالی و چقالی هم پیدا میشه. فرق هم نداره هر دو پرورایدر دارن این گزینه رو. - قراردادهای ١٢، ٢۴ و ... ببندی باهاشون. که تو این حالت میتونی ازشون گوشی هم برداری با تخفیف خوب. اما سیم کارتت بهش قفل میشه . ٢- استفاده از سیستم های PC TO PHONE (با استفاده از تکنولوژی VOIP). خیلی از شرکت ها در این زمینه، سالهاست که مشغولن. مزیت این سیستم،اینه که هزینه مکالمه خیلی پایین میاد به دلیل اینکه شما حتی در حالت اسکان در یه مکان موقت و تنها با دسترسی به اینترنت، میتونید به هر جای دنیا با هزینه ناچیزی نسبت به گزینه های دیگه تماس بگیرید. برای دسترسی به این سیستم کافیه که یه سرچ کنید و قیمت مکالماتشون رو مقایشه کنید و یعد با کردیتنون خرید رو انجام بید و بعد هم از دیالر اون شرکت استفاده کنید. دایالر ها برنامه های کامپیوتری هستن که دانلود میکنید و یه صفحه شمار گیر دارن که استفاده میکنید ازش. البته جالبه که در بازار اینجا من دستگاههایی دیدیم که مستقیم به خط اینترنت وصل میشن و احتیاج به کامپیوتر نیشت دراین حالت و شما میتونید دستگاه تلفنتون رو به این دستگاه وصل کنید و با یه سرعت منطقی اینترنت، یراحتی تلفن بزنید. و هزینه مکالمات از کردیت کارتی که در سیستم ثبت شده، کسر میشه. مزیت این دستگاهها به حالت دیالر کامپیوتری اینه که به شما یه شماره هم داده میشه که میتونید از طریق اون در دسترس بقیه هم باشید. ٣-یه گزینه دیگه برای شما اینه که یه کارت تلفن برای تماس با به اصطلاح خودشون overseas، بخرید و با اون از تلفن های عمومی که در سطح شهر پر و ارزون هم هست، تماس هاتون رو برقرار کنید. جالبه که کارتی که به جای سکه میتونید برای فعال کردن تلفن عمومی و بعد استفاده از کارت تلفنتون داشته باشید، اگه خط مقصد اشغال هم یاشه ۵٠ سنت کم میکنه. البته از گزینه های voip برای تماس داخل استرالیا هم میشه استفاده کرد، که هزینه های مکالمات رو به شدت کاهش میده و ما مثلا در کنار یه سرویس voip برای تماس ها با ایران، یه سرویس SKYPE هم به قیمت خیلی مناسب برای تماس های داخل استرالیا(کاریابی ها و کارفرما ها) خریدیم. راستی سیستم موبایل اینجا هوشمنده و شماره های شبکه ای رو تشخیص میده. مثلا اگه یه کارت بخرید و تصور کنید که با مویابل براتون هزینه داخل استرالیا میفنه، در اشتباهید. البته همونطور که میدونید ارتباط با مسنجر ها از همه گزینه ها ارزونتره و به صرفه تر. اما خوب شاید همه عزیزای ما با اینترنت راحت نباشن. اما اگه بتونید مامان بابا ها رو با زور جزوه و آموزش (کاری که دوستای ما کردن) راه بندارید. که بهترین گزینه هستش. خوش و خرم باشید. سوالات و مسایل مربوطه در لینک زیر بررسی میگردند : http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?p=19550#19550 از طرف دوست وبلاگی به این بازی دعوت شدم و به خاطر کارهایی که اینجا سرم ریخته بود، یه ذره دیر جواب میدم. "چه چیزهای خوب و با ارزشی ممکنه باعث برگشتنتون بشه؟ -مشکلانی که باعث شدند که عزیزترین کسام رو رها کنم و بیام اونقدر یزرگند که فکر نمیکنم در زمان زنده بودنم حل بشهو باعث برگشتنم. راستش تا نفت داریم اوضاع همینه و بدتر هم میشه. چه چیزها و یا خاطرات ارزشمندی هست که وقتی اونجا رفتید ازشون با افتخار واسه اجانب صحبت می کنید؟ -بعد از توجیح کردن همه اخبار بد رسانه ها بر علیه مملکتم در برخورد باآدم های مختلف اینجا، هوش و تعداد بالای افراد تحصیلکرده و علم دوستی مردم ایران رو میتونم با افتخار یاد کنم. اما درد زیاده اگه بخوایی مقایسه کنی. و چون باید در این بازی مثبت بنویسی پس هیچی نمیگم. سلام دوستان به دو صورت در استرالیا میشه کار پیدا کرد: ١- مستیم با شرکت وارد مذاکره بشید ٢-از طریق کاریابی ها حالت اول ایده آله ولی در صورتی امکانپذیره که شما آشنایی در شرکت داشته باشید و شرکت نیروی جدید مرتبط با توانایی های شما داشته باشه. البته شرکت های بزرگ، گاهی برنامه های استخدامی دارند که معمولا ٢ تا ٣ ماه طول میکشه و شامل تست های مختلف و تشریفات خودشه و در هر مرحله گروهی فیلتر میشن باری مرخله بعد و بقیه کنار زده میشن. برای مثال دوستی که مدرک فوق الکترونیک داشت از ایران، موفقیت آمیز جذب اریکسون شد. در حالت دوم شما در یاستهای مطرح کاریابی استرالیا، مثل http://www.seek.com.au/ یا http://www.careerone.com.au/ و یا http://mycareer.com.au/ به دنبال کار میگردید و باید بگم که 95 درصد از کارها در این سایت ها توسط کاریابی های مختلف درج شده. لازم به ذکره که این سایتها فضا به کاریابی ها و در بعضی موارد به خود شرکت ها، اجاره میدن برای درج آگهی ها. پس در اکثر مواقع شما با کاریابی ها مواجهید یا همون Recruitment ها. خوب معمولا Recruiter، مصاحبه اول رو یا شما انجام میدن و شما رو به کلاینتشون (همون کارفرما)، معرفی میکنن. نر این مصاحبه، معمولا برخورد شما، اجتماعی بودن، علاقه مندی شما به کار، قابلیت انعطاف پذیری و فعالیت های تیمی و اسکیل ها و توانایی هاتون محک زده میشه. بنابراین، باید به ترتیب زیر عمل کتید: بعد جستجو و یافتن کار مربوطه، نکانی رو که معمولا به عنوان درخواست های کارفرما در آگهی استخدان ذکر میشه، در رزومه قوت ببخشید. برای مثال در آگهی ذکر شده که کسانی که فلان تخصص ها رو دارند و فلان قابلیت ها، در اولویت هستند، پس شما هم در کاور لتر و رزومه اون نکات رو با تاکید بیشتری ذکر کنید و روشون پافشاری کنید. درست حدس زدید، باید بر حسب آگهی های مختلف، رزومه و کاور لترتون رو کاستومایز کنید. در مصاحبه با لباس کاملا رسمی و رویی گشاده حاضر بشید و لبخند رو فراموش نکنید. رزومه خود را با تاکید بر اسکیلهاتون برای اینترویور، مرور کنید و طوطی وار براش تکرار نکنید. (این رو در نظر داشته باشید که معمولا کاریابی ها دانشی در مورد رشته شما ندارند و کلمات کلیدی رشته شما و نیاز های کارفرماها رو با هم لینک میکنن، بنابراین بر نکات تخصصی رشتتون تاکید کنید.) برای استرالیایی ها کالتر کار از خود تخصص در اکثر مواقع مهم تره. یعنی اطمینان از اینکه شما میتونید در تیم کار کنید و با فشارهای کار براحتی کنار بیایید و اینها. وقتی از دید کاریابی اوکی بودید تازه رو کیس شما کار میکنه و به کارفرما معرفی میشید. اما قبل از فیکس کردن هر جور قراری با کارفرما، اطلاعات شرکت در اختیارتون قرار میگیره و شما یابد قبل از مراجعه به شرکت، اطلاعات خوبی از کار شرکت و حوزه فعالیتش کسب کنید و در حین مصاحبه با اشاره به عملکرد اون شرکت، علاقه خودتون رو به فعالیت های اون شرکت نشون بدید که این خودش یه Poan مثبته. برای اطلاعات بیشتر لینک های زیر رو مطالعه کنید : http://www.seek.com.au/career-resources/get-your-dream-job/interview-success.ascx http://www.careers.usyd.edu.au/students/students/download.shtml توجه : سوالات مربرطه در لبنک زیر پاسخ داده میشود : http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?t=33&postdays=0&postorder=asc&start=15 دوستان سلام بقیه رو در فروم مایگرنت هلپ در قسمت زیر دنبال کنید. http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?t=427&start=60 و همینطور در مورد اینکه آیا استرالیا همونه که تصور میکنید ؟(از دید شهرام) دوستان سلام بقیه رو در فروم مایگرنت هلپ در قسمت زیر دنبال کنید. http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?t=784&postdays=0&postorder=asc&start=255 سلام دوستای گلم ما پروازمون با امارات بود و بد نبود. البته با بچه هابب که ٣ روز قبل ما رسیده بودند و با الاتحاد پرواز داشتند هم صحبت میکردیم و اونا هم راضی بودند و اذیت نشده بودند. ما هم تصمیم داریم که برای رفت و آمد از الاتحاد استفاده کتیم چون به صرفه تره. ما با پرواز با توقف در بانکوک اومدیم. بنابراین در دبی برای تعویض هواپیما و در بانکوک هم توقف داشتیم. بارها رو در تهران تحویل دادیم. وزن چمدون ها هر کدوم ٣٠ کیلو و یه کیس هم که ١٠ کیلو بود حدودا و دو تا کوله (بار هواپیما) که یکی ١۴ کیلو و اون یکی ۴ کیلو. با وجود نگرانی ار اضافه بار، هیچ اضافه باری به ما نخورد. پ.ن : در بانکوک قرار بود که ۲۰ دقیقه توقف داشته باشیم ولی شد ۴۰ دقیقه. باید بارهای داخل هاپیما رو هم در میاوردیم و دوباره سواز میشدیم و بارهامون یه چک کوچیک میشد. آخه یه عده از مسافرها در اونجا پیاده و یه عده دیگه سوار میشدن به مقصد سیدنی. قبل نشستن هم یه برگه دادن که پر کنیم از چیزهایی که همراه آوردیم. البته گزینه هایی وجود داشتند یه شکل دو جوابیه آره یا نه. که هر چیزی که از حیوانات یا گیاه و چوب و اینا مشتق شده باشه. و باید صادقانه هم جواب بدید چون در فرودگاه اگه چمدونتون چک بشه و خلاف اون چیزی که نوشتید باشه خوب نیست. البته استرالیا خیلی به این قضیه برای جلوگیری از به هم خوردن اکوسیستم حساسه. بعد ورود : بعد فرود هواپیما٬ پاسپورتها چک شد و وارد سالنی شدیم و چمدونها رو تحویل گرفتند و یه خاهم مسئولی همراه با یه سگ کوچولو (البته سگش) بارهای داخل هواپیما رو چک کردند که احیانا اگه خوراکی تازه در اونها بود سریعا تذکر بدن که بریزیم دور. البته خود چمدون ها هم جدا از زیر اشعه گذرونده شد و اگه به چیزی مشکوک میشدن از نزدیکنر هم میدیدن و توضیح میخواستن. اگه بسته بندی زعفران و پسته و خشکبار درست یاشه و البته اقلام یسته بندی شده٬ آشنا یاشن براشون معمولا مشکلی پیش نمیاد. راستی اگه مقصدتون در شهر سیدنی مشخصه (منظورم آدرستونه) و خسته نبودید بعد از سفر٬ میتونید به راحتی بارتون رو با قطار حمل کنید و در هزینه تاکسی صرفه جویی کنید. خود ما اینکار رو کردیم. جالبه همه ایستگاهها دارای اطلاع رسانی کامل هستند و اکثرن هم مجهز به آسانسور. سلام ما سلامت رسیدیم. شب براتون مینویسم. پ.ن: خداحافظی از عزیزانی که تا فرودگاه هم اومده بودند٬ خیلی خیلی سخت بود. دلم ریخت و تا بانکوک همش مشغولیت فکری داشتیم و یه عالمه خاطره از سرم گذشت و همش عکس های فرودگاه رو نگاه میکردم. پرواز بر فراز سیدنی و اولین تجریه از تماشای اقیانوس از ارتفاع بلند و طلوع خورشید هم عالی بود. بارهامون رو خودمون از فرودگاه بردیم اتریسا جون و به سفارشت عمل کردیم. خونه هم خویه و ما به عنوان جایی برای شروع٬ راضی راضی. بخصوص که دوستای گل٬ ابی و سپیده کلی ازمون پذیرایی کردند و در حقیقت با دیدن اونا دلم آروم شد. فردا هم میریم پیش دوستای گلمون در سیدنی٬ در طول پرواز خسته کننده٬ خوب خوابیدیم و حسابی از وقتمون بعد از رسیدن به سیدنی استفاده کردیم و با ابی و سپیده عزیز٬ رفتیم و شهرام یه ال سی دی ۲۲ اینچ خرید ۳۸۰ دلار که ۳۰۰ دلارش هدیه بود و الان پای اون دارم مینویسم. ماجذا داشتیم از حمل بار تا مستقر شدن که مینویسم. الان کپسولای انرژیم خالی شدن. میرم بخوابم. اولین شب در سیدنی. اینجا احساس غربت نمیکنم تا الان. البته شهرام عزیزم خیلی باعث دلگرمیه. و همینطور دوستای اینجا و فکر به اومدن دوستای جدیدتر منتظر ویزا
ماجرا از این قرار بود که بعد 3 هفته از ورودمون به سیدنی(سه سال پیش) کار اولم رو در یه شرکت که نرم افزار برای کردیت یونیون و موسسات اعتباری تهیه میکرد شروع کردم.برای کار اول عالی بود و آدمای گلی که کلی تو آشنا شدنم با فرهنگ استرالیایی کمکم کردن. اما بعد 6 ماه مدیر تیمم عوض شد و یه آدم عقده ای که کل شرکت باهاش یه جورایی مشکل داشتن و البته دلیل اینکه به خاطر رفتارای زشتش جوابش نکرده بودن این بود که آقا رو همراه با 2 نفر دیگه یعنی یه تیم رو با نرم افزارشون شرکت خریده بود و تا زمانی که دانش کار منتقل نمیشد به شرکت باید باهاش مدارا میکردن.
خلاصه من رفتار این آقا رو نمیتونستم تحمل کنم و علارقم همدلی های مدیرای بالاتر شرکت در یه حرکت بچه گانه استعفا دادم و دیگه نرفتم شرکت. اینکار رو دقیقا 5 ماه قبل از کریسمس کردم و بعدش هم برای استراجت رفتم ایران با این تصور که بیه بنده یه سال سابقه کار دارم و خوب دیگه مثل آب خوردن کار پیدا میکنم. از ایران که برگشتم ارسال رزومه ها شروع شد و کلی هم از کاریابی ها تماس داشتم و مصاحبه های حضوری اما به مصاحبه با شرکت نمیرسید. مونده بودم چرا؟ روزا پشت سر هم میگذشت و پس اندازم هم خرج میشد و نگرانی اومده بود سراغم و خلاصه وضعیت روحیم هم خراب. تا اینکه تو یکی از مصاجبه هایی که داشتم آقای میانسال با تجربه ای که سالها مشغول در کاریابی نکات ضعفم رو برام لیست کرد.
اشکال کار اینجا بود که بنده خبلی صریح دلیل ترک کردن کارم رو با صداقت تمام مطرح میکردم و میگفتم که با مدیر تیمم مشکل داشتم و این که امتیاز منفی خیلی خیلی بزرگی بود و البته معلومه که کسی حرفم رو باور نمیکرد که چجوری یه نفر کار پرمننت و دایم خودش رو به دلیل مشکل با مدیر تیمش از دست میده. پس طرف خیلی مشکلش بزرگ بوده و این یه خط قرمز بزرگ رو رزومم بود.
خوب بعدش روشم رو عوض کردم و دلایل منطقی دیگه واسه ترک کارم میاوردم و کارم به مصاحبه به شرکت رسید جوری که در یه هفته 3 تا آفر خوب گرفتن که اونی رو انتخاب کردم که یکی از دوستان معرفم به شرکتشون شده بود و خوب شرکت مشاور نرم افزار با کلی آدمای مثبت و خوب. بعد یه سال تصمیم گرفتم که کارم رو تغییر بدم به این دلیل که مدارک مایکروسافت برای این شرکت های مشاور در زمانی که میخوان افزایش حقوق بدن مهمه و من در حال حاضر شرایط وقت گذاشتن برای این مدارک رو ندارم و خلاصه اینبار ارسال رزومه رو شروع کرم و آروم آروم پیش رفتم و آفر رو که گرفتم از شرکت جدید خیلی صمیمانه نامه نوتیس پایان کارم در شرکت رو رد کردم و همه چی به خوبی و خوشی و با کلی خاطرات خوب پشت سر گذاشتم.
درس هایی که گرفتم این بود:
1. باید سیاست داشت تو محیط کار. لبخند زد و کار خود رو به خوبی انجام داد ولی سواری نداد.
2. هر تصمیمی برای تعویض کار باید در زمانی که کار فعلیت رو داری انجام شه چون هر وقفه مخصوصا طولانی ممکنه به ضررت تموم شه و این سوال رو برای کاریابی پیش بیاره که اگه تخصص خوبی دای چرا بین دو کارت وقفه افتاده.
خلاصه این بود تجربه کاری من و امیدوارم که براتون مفید باشه.

ما بارامونو فرستادیم (فرودگاه امام خمینی قسمت باربری٬ نرسیده به قسمت مسافربری دست راست). برای انجام این کار:
1) کارتونهای خیلی محکم انتخاب کنید (مثلا 5 لایه یا کارتون مونیتور)
2) اجناستون رو داخل اون خوب جاسازی و بسته بندی کنید تا آسیبی نبینن. ضمنا اونطرف از شما لیستی از اجناس داخل کارتونها رو می خوان. البته باید کلی باشه و به انگلیسی بنابراین همینطور که بارا رو بسته بندی می کنید صورتبرداری هم کنید (لباس٬ لوازم منزل و ...). البته اگه یه لیست دقیق هم بردارید ضرر نداره.
3) حتما قبل رفتن اونها رو وزن کنید.
....
امیدوارم همگی خوب و خوش و سلامت باشین.
دو روزی میشه که ما رسیدیم و به شدت مشغول کارهای اداری اولیه هستیم.
خوشبختانه همه چیز خوب پیش می ره و ما به لطف دوستان بسیار خوبی که داریم هیچ مشکلی تا حال نداشتیم و کارها با نظم پیش می رن.
همونطور که قبلا هم خدمت شما گفتم مسائل و دلایلی می توننن باعث بشن که مهاجرت شما بسیار ساده و مثبت باشه:
1) قبل از اومدن شرایط رو آماده کرده باشین
الف) روحیه شما شرایط دوری از عزیزانتون رو داشته باشه و قاعدتا افراد متاهل یا دوستان نزدیک در اینجا می تونن اثر خیلی مثبتی روی این قضیه داشته باشن.
ب) زبان شما باید خوب و یا عالی باشه وگرنه حتما دچار مشکل در ارتباط با دیگران خواهید شد بنابراین خواهش می کنم روی این قضیه وقت بذارین. با گرفتن معلم خصوصی شده تا شرکت در کلاسهای مختلف. حتی شده جمعه هاتون رو کامل واسه این قضیه بذارین چون اهمیت اون خیلی زیاده. زبان انگلیسی خوب باعث می شه حتی ذر بیان احساساتتون هم دچار مشکل نباشید و همه کارهاتون رو به راحتی پیگیری کنید و .... .
ج) پول کافی با خودتون بیارین تا به خاطر کمبود پول دچار اضطراب و استرس نشین. نبود پول کافی باعث می شه دائم شما قیمت ها رو با ایران مقایسه کنید و حاضر باشین حتی با داشتن سابقه کاری خوب و مرتبط٬ راضی باشین سریعا در یه جایی مشغول به کار بشین ولو با یه حقوق کم.
2) حتما قبل اومدن با دوستان و آشناهایی در اینجا در ارتباط باشید.
...




| Design By : Mihantheme |

